همیشه فکر می‌کردم این روزها، هر چه تکنولوژی فراگیرتر می‌شود، طیف‌های متفاوت‌تری از افراد وارد شبکه‌های اجتماعی مجازی می‌شوند و تصویر کاریکاتوری جامعه در آینه این شبکه‌ها به مرور تصحیح می‌شود و برآوردهای برخواسته از آنها به واقعیّت فضاهای اجتماعی نزدیک‌تر می‌شود.
در سه-چهار روز گذشته این تصورم عمیقاً‌ دچار چالش شده است؛‌ با نزدیک شدن عید قربان،‌ جنبش‌های عجیب و غریبی در فیس‌بوک و برخی فضاهای مشابه، در حمایت از گوسفندان و احشام به وجود آمده و خیلی‌ها به طرز عجیب‌و‌غریب‌تری به این جنبش‌ها پیوسته‌اند و مدام عکس‌ها و دلنوشته‌هایی را در اعلام انزجار از مراسم عید قربان و قربانی‌کنندگان گوسفندان بی‌گناه، هم‌خوان می‌کنند.  برخی از حد تذکر و انتقادهای معمول هم فراتر رفته و به مرثیه‌سرایی برای ببعی‌ها روی‌آورده‌‌اند، مرثیه‌هایی که از فرط پرسوز و گدازی، تن آدمی را می‌لرزاند و گوشه‌هایی از جگرش را به طرز فجیعی خراش می‌دهد.
این نمونه به عنوان مثال بخوانید؛« امروز عید قربان است . روزی که صدها هزار نفر از خانه‌ی خدا به خانه‌ی خود بر می‌گردند و در راه بازگشت، صدها هزار بی‌گناه را به مسلخ می‌کشانند، دستاورد یک سفر معنوی گرفتن جان و ریختن خون یک جاندار است؛ دست و پایشان را مانند زبانشان که از اول بسته بود می‌بندند، در میان شادی و همهمه‌ی دوست و همسایه بدن لرزان از ترسشان را به زمین می‌کوبند ، گلوی پر از بغضشان را می‌پیچانند و خرخره‌شان را می برند تا نگاه وحشت‌زده و سراسر دردشان را در حدقه‌ی چشمانشان قاب بگیرند و چند ساعتی بر کف زمین یا آویزان به جایی یا در تشتی پر از خون به نمایش کودکان بگذارند. باشد که وجدان آنها نیز نسبت به درد و رنج دیگران بی حس شود!»
می‌گویند «جوگرفتگی» مرضی است که از «گازگرفتگی» و حتی «سگ‌گرفتگی‌» هم بدتر است، کاری به درستی یا نادرستی این حرف ندارم اما خداوکیلی یکی نداند فکر می‌کند، لحظه وقوع جنایت هولوکاست است که اینگونه در این پاراگراف شرح داده شده که به جان نگارنده، حتی عشاق اسطوره‌ای ادبیات کهن فارسی هم لحظه هجران را هرگز نتوانسته‌اند اینچنین تکان‌دهنده و تاثیرگذار روایت کنند.
خلاصه اینکه جنبش حمایت از ببعی‌ها در چند روز منتهی به عید قربان،‌ به طرز عجیبی در فیس‌بوک فراگیر شد، به طوری‌که امروز خیلی‌ها از ترس طرفداران حقوق ببعی‌ها، جرات نکردند در صفحه شخصی خود عید قربان به دوستان تبریک بگویند. چالشی که می‌گفتم، اینجاست که برایم به وجود آمده؛ اگر شبکه‌های اجتماعی مجازی معیار خوبی برای قضاوت در باب فضاهای اجتماعی واقعی باشند، اصولاً در حال حاضر،‌ جمعیت قابل توجهی از مردم جامعه باید گیاه‌خوار باشند. تصدیق بفرمایید، کسی که اینچنین از کشته شدن گوسفندان بی‌گناه در عید قربان رنجیده می‌شود، نمی‌تواند در روزهای دیگر هم به کشته شدن آنها و نظائرشان همچون گاو، راضی باشد. از طرف دیگر امروز و در برخوردهای رودررو، بسیار دیدم افرادی را که هنوز عید قربان را یکدیگر تبریک می‌گویند که این‌هم طبعاً با انزجاری که این یکی‌-دوروزه از این مناسبت در شبکه‌ مجازی ابراز شده بود، نمی‌توانست مطابقت داشته باشد، انگار هنوز خیلی مانده تا شبکه‌های اجتماعی مجازی، آینه خوبی برای جامعه ما باشند…
از این بحث اگر بگذریم که بخش‌هایی از آن با شوخی و اغراق هم همراه بود، نکاتی هست که به طور جدی باید مورد توجه قرار گیرند. اول اینکه اینگونه «جوگرفتگی‌»ها فارغ از محتوایشان با توسعه‌یافتگی رابطه عکس دارند. تا می‌توانیم باید از همراهی کورکورانه مردم با هر موجی مقابله کنیم. هفته گذشته حرکت زشت ولی نه چندان مهمی از دو بازیکن فوتبال سر زد و موج ساخته شده در پی آن، هم در عرصه رسمی و هم در عرصه عمومی، چنان فراگیر شد که موضوعات فوق‌العاده مهمی همچون ماجرای سه هزار میلیارد و استیضاح نافرجام وزیر اقتصاد را به طور کامل بلعید. حالا هم حرف من این نیست که احتمالا هیچ کس نباید از نحوه برگزاری مراسم عید قربان یا خشونت غیرقابل توجیه علیه حیوانات، انتقاد کند، نه بحث بر سر همراهی نیندیشیده و کورکورانه با یک موج است. اگر کسی برای کنش خود فلسفه داشته باشد و هر ابراز موافقت یا مخالفتش، پشتوانه منطقی و تئوریک داشته باشد، هیچ مشکلی نیست، مشکل زمانی به وجود می‌آید که خیلی‌ها تنها در اثر «جو» وارد بازی می‌شوند، صبح تا شب گوشت قرمز می‌خورند اما در عین حال برای کشته شدن گوسفندان عزا می‌گیرند. این همان جوی است که اگر یادتان باشد زمان مرگ استیو جابز هم خیلی‌ها را گرفت، همان که خیلی موقع‌های دیگر هم خیلی‌ها را گرفته و می‌گیرد.
نکته دوم اما در باب رواداری و تحمل عقیده مخالف است. روزی که حتی فقط یک‌نفر از گفتن عقیده خود در یک جمع بترسد، روز به صدا در آمدن زنگ‌ خطر برای ماست. خاطرم هست که در روزهای منتهی به انتخابات ۸۸ با خود آرزو می‌کردم، که ای کاش فضای جامعه هم از حیث اکثریت و اقلیت، هم‌رنگ‌و‌بوی شبکه‌های مجازی باشد، امروز که برخورد بعضی‌ فیس‌بوکی‌ها را با عید قربان و تبریک‌گویندگان آن دیدم، عمیقاً آرزو کردم ای کاش فضای جامعه از حیث رواداری و تحمل عقیده مخالف، هرگز مثل شبکه مجازی نباشد…